خرید بک لینک

این روزها مدام
از گوشهٔ دنج پارکها سر در میآورم..
جایی که بشود
با تندیسههای تنهایی،
دو کلمه حرف حساب زد.. مبادا
از فرط بیکسی
دلم قبل از خودم بمیرد.

برچسب: حمیدرضا هندی,حمیدرضا هندی ویکی پدیا,اشعار حمیدرضا هندی,شعرهای حمیدرضا هندی,بیوگرافی حمیدرضا هندی,شعر حمیدرضا هندی,نوشته های حمیدرضا هندی,دلنوشته های حمیدرضا هندی,عاشقانه های حمیدرضا هندی, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 5:11

با دهانی بسته
با نگاهی خاموش
خيره و خيره و خيره
بر ياخته های کوهستان
بر ساحل سبز اميد
بر ابرهای بارور از تمنا
تا
در کدامين نقطه
پوسته خواهش
به انگشتان نياز ترک می خورد
تا عشق با هبوطی آبی
به قلبهای سزاوارمان
حلول کند
و خورشيد
ميهمان دست های
ارغوانی تو شود.
- دوشنبه، 17 تیر ماه 87، 4/4 دقیقه صبح

برچسب: از گذشته تا آینده,از گذشته متنفرم,از گذشته حرف نزن,از گذشته تا حال,از گذشته درس بگیر,از گذشته,از گذشته بیزارم,از گذشته تا آینده نان,از گذشته تا آینده نگهداری مواد غذایی,از گذشته تا آینده علوم ششم, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 2:11


کار با غصه دار شدن به آخر نمی رسد , دوباره باید راهی پیدا کرد که قصه را از سر گرفت و به غصه های تازه تری رسید......


سفر به انتهای شب

برچسب: لويي فرديناند سلين, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 15:08

پیر شدن ربطی به شناسنامه نداردهمین که دیگر میل خرید حتی یک روسری رنگی یا یک جوراب سپید را نداشته باشیهمین که غبار آینه را نزدایی و دل از آینه برکنیهمین که صدای زنگ تلفن و یا شنیدن یک ترانه دلت را نلرزاندهمین که فکر سفر برایت کابوس باشدهمین که مهمانی دادن و مهمانی رفتنهدیه دادن و هدیه گرفتن برایت نا مطلوب و سخت باشدهمین که در دیروز زندگی کنی از آینده بترسی و زمان حال را نبینیبی آرزو باشی ... بی رویا باشی ... بی هدف باشی ... عاشق نباشیبرای رسیدن به عشقت خطر نکنی ... برای آرزوهایت نجنگیشک نکن حتی اگر جوان باشیتو پیری...

برچسب: ناشناس,ناشناس ماندن در اینترنت,ناشناس پشتو,ناشناس در جدول,ناشناس دره به دره,ناشناس زلیخا دارم امشب,ناشناس عاشق,ناشناس بودن در اینترنت,ناشناس mp3,ناشناس خواننده افغان, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:52

http://s8.picofile.com/file/8268649084/Dariush_Cheshme_Man_Cheshme_Man.mp3.html

برچسب: چشم من داریوش,چشم من داریوش دانلود,چشم من داریوش mp3,چشم من داریوش اقبالی,چشم من داریوش دانلود mp3,چشم من داریوش گیتار,چشم من داریوش آهنگساز, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 22:47

بیدار می شوی یک روز
روی ویار زمین
برای زرد شدن
و حسرت می خوری
به حال آن کلاغ
روی کاج بلند
که نمی داند
بند دل آدم ها
بسته است
به یک رنگ عوض شدن
که نمی داند
زندگی به وقت زرد شدن
یک زیر سیگاری بزرگ می خواهد
و فنجانی با محتویات هر چه تلخ تر
که چقدر قدم زدن دارد
چه می داند کلاغ
وقتی چشمی نباشد
وقتی دستی، نگاهی...
نمی داند
که چه دردی دارد پاییز

برچسب: شهلا شورگشتی, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 22:47

یک تسلی دیگر در مواجهه با اتهامات مربوط به نابهنجاری، دوستی است. یکی از ویژگیهای دوست این است که آن قدر مهربان است که در مقایسه با اکثر مردم، بخشهای بیشتری از وجود ما را بهنجار میداند. هنگام گفتگو با مخاطبی عادی، بسیاری از نظرهای خود را به دلیل بسیار زننده بودن، جنسی بودن، مایوسانه بودن، احمقانه بودن، هوشمندانه بودن یا احساساتی بودن بیان نمیکنیم، ولی این نظرها را با دوستان خود در میان میگذاریم. دوستی، توطئهای کوچک است علیه آنچه دیگران معقول می پندارند! کتاب: تسلی بخشی های فلسفه

برچسب: آلن دوباتن,آلن دوباتن کتاب ها,آلن دوباتن فرودگاه,آلن دوباتن ویکی,آلن دوباتن معماری شادمانی,سخنان آلن دوباتن,آلن دوباتن پروست,کتاب آلن دوباتن, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 22:47

آگهی

حالا دنبال چیزی هستم
بی که هوس یافتنش داشته باشم.

چیزی که بتوانم با آن پیر شوم
و بفرسایم.

چیزی با نشان کیفیت کالا
بی طعم افزودنی ها.

اگر اسمش را درست و درمان می دانستم
حتما یک آگهی می دادم:

دنبال چیزی هستم،برای خودم،فقط برای خودم
حتی برای خودم در روزهای بارانی
حتی اگر ناکار شوم،
فقط برای خودم...

شاید خبر بدهی که دنبالت هستم.

_ عشق با پاهای چوبی

برچسب: نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 22:47

اغراق، چون حقیقتی است که صبر خود را از دست دادهاست.

برچسب: جبران خلیل جبران,جبران خلیل جبران عشق,جبران خلیل جبران, و دیوانه,جبران خلیل کتاب,جبران خليل,جبران خليل خبران,جبران خليل ومي زيادة,جبران خليل البعض نحبهم,جبران خليل جبرانpdf, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:25


و بدین گونه، ساعت از پس ساعت، پخته تر و پخته تر می گردیم و ساعت از پس ساعت گندیده تر و گندیده تر می گردیم، و در پس این همه داستانی نهفته است.

برچسب: شکسپیر,شکسپیر عاشق,شکسپیر و شرکا,شکسپیر مکبث,شکسپیر کیست,شکسپیر زندگی نامه,شکسپیر اشعار,شکسپیر هملت,شکسپیر اتللو,شکسپیر شب دوازدهم, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:25



خیلی وقت است زن و بچه هایم در تختخواب هستند.
میدانم بچه ها خوابند. اما بی شک زنم خواب نیست .او مرا میپاید ،میکوشد بفهمد. فکر میکنم میترسد چون پیشاپیش می داند که مرا از دست داده است .
زن ها این چیز ها را خوب حس میکنند.
نمیتوانم بروم و کنارش بخوابم. باید همین حالا همه چیز را بنویسم برای آن دو ثانیه که شاید خیلی مهم باشد بی نهایت مهم باشد،البته اگر از عهده اش بر ایم.

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

برچسب: آناگاوالدا,کتاب آناگاوالدا,آثار آناگاوالدا, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:25

یک تکه هایی از خودت را بگذار برای منهمان هایی که دوستشان نداریهیچ کجا همراهت نمیبریهمان هایی که پنهانشان میکنی بین لباسهاآویزان میکنی به چوب رختیهمان هایی که مدتهاست قاب کرده ای به دیوارکنار ساعت قدیمی پدربزرگ که سالهاست خاک میخوردهمان تکه های ناجور که وصل تنت نمیشود...همان ها را بگذار برای مناین تکه ها شبیه توستشبیه کسی که رفتن نمیدانستاین تکه ها نمیروندمیمانند کنار منتا باهم خستگی دَر کنیمبا یک چای داااغوسط زمستان رفتنت...

برچسب: عاطفه حاجی محمدی,عاطفه حاجی زاده,عاطفه حاجیان,عاطفه حاجی آقا بزرگی,عاطفه حاجی جمالی,عاطفه حاجیوند,عاطفه حاجی رضایی,عاطفه حاجی دشتی,عاطفه حاجی قاسمی,عاطفه حاجی غلام, نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:25

هر لذتی که می پوشم!
یا آستینش دراز است
یا کوتاه
یا گُشاد
به قد من!

هر غمی که می پوشم!
دقیق، انگار برای من
بافته شده
هرکجا که باشم

برچسب: نویسنده: یوسف نصیری تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:25

صفحه بندی